شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
  • درباره من
    • سوابق علمی
    • عضویت ها و عناوین
    • سوابق اجرایی
  • مطالب و نوشته ها
    • اقتصاد و مالی
    • بازار سرمایه
    • بازتاب
    • نشریه
    • پژوهش
  • تماس با من
  • ورود کاربر
  • صفحه اصلی
  • اقتصاد و مالی
  • بازار سرمایه
  • بازتاب
  • نشریه
  • پژوهش
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه اصلی
  • اقتصاد و مالی
  • بازار سرمایه
  • بازتاب
  • نشریه
  • پژوهش
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

روایت رفتاری تصمیم‌های مالی

با نگاهی به کتاب «مالی رفتاری در عصر دیجیتال» / پارت اول

ادمین توسط ادمین
۶ شهریور ۱۴۰۵
در بازتاب

دانش مالی رفتاری با بررسی نقش عوامل روان‌شناختی، شناختی و رفتاری در تصمیم‌های مالی، به توضیح تفاوت میان رفتار واقعی افراد و الگوهای تصمیم‌گیری کاملا عقلایی می‌پردازد. در عصر دیجیتال نیز گسترش فناوری‌های مالی، الگوریتم‌ها و ابزارهای هوشمند، ابعاد تازه‌ای به تصمیم‌های مالی افزوده و اهمیت بررسی رفتار افراد در این محیط را افزایش داده است.

کتاب «مالی رفتاری در عصر دیجیتال؛ تصمیم‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری» (Behavioral  Finance  in  the Digital Era: Saving and Investment Decisions) نوشته الژبیتا کوبینسکا (Elżbieta Kubińska)، ماگدالنا آدامچیک-کوالچوک (Magdalena Adamczyk-Kowalczuk) و آنا ماچکو (Anna Macko)، از مبانی مالی رفتاری آغاز کرده و در ادامه، تصمیم‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را در محیط دیجیتال بررسی می‌کند. با توجه به گستردگی موضوعات کتاب، چکیده آن در دو بخش تنظیم شده است. در بخش نخست، مبانی و نظریه‌های مالی رفتاری و در بخش دوم، رفتار مالی افراد در عصر دیجیتال مورد توجه قرار می‌گیرد.

آغاز مسیر مالی رفتاری

تصمیم‌های مالی در نگاه سنتی بر این فرض استوارند که فرد اطلاعات لازم را در اختیار دارد، گزینه‌ها را مقایسه و ریسک را ارزیابی می‌کند و گزینه‌ای را برمی‌گزیند که مطلوبیت مورد انتظار او را به حداکثر برساند. کتاب این تصویر آرمانی را با مفهوم «انسان اقتصادی» (Homo Economicus) توضیح می‌دهد. در این مفهوم، تصمیم‌گیرنده فردی آگاه و منطقی است که ترجیحات نسبتا پایدار دارد و قادر است اطلاعات و محاسبات پیچیده را پردازش کند. این مفهوم یک ساختار نظری و هنجاری است و الزاما تصویری از انسان واقعی ارائه نمی‌کند.

در چارچوب مالی کلاسیک، این تصویر با رویکردهایی مانند نظریه مطلوبیت هنجاری، نظریه پرتفوی و فرضیه بازارهای کارا پیوند دارد. سرمایه‌گذار عقلایی اطلاعات موجود را تفسیر و ارزش دارایی‌ها و ریسک را ارزیابی کرده و دارایی یا پرتفویی متناسب با ترجیحات ریسک خود را انتخاب می‌کند.

یوجین فاما (Eugene F. Fama)، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد، در فرضیه بازارهای کارا (Efficient Market Hypothesis) مطرح کرد که قیمت دارایی‌ها اطلاعات موجود را منعکس می‌کنند. بنابراین، در بازار کارا، سرمایه‌گذاران نمی‌توانند صرفا با استفاده از اطلاعات عمومی، به‌طور مستمر بازدهی غیرعادی کسب کنند. فاما کارایی بازار را در سه سطح ضعیف، نیمه‌قوی و قوی توضیح داد. در شکل ضعیف، قیمت‌ها اطلاعات تاریخی مانند قیمت و حجم معاملات را منعکس می‌کنند. در شکل نیمه‌قوی، اطلاعات عمومی نیز در قیمت‌ها منعکس شده‌اند. در شکل قوی، حتی اطلاعات خصوصی نیز در قیمت‌ها لحاظ می‌شوند.

بااین‌حال، نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که تصویر «انسان اقتصادی» با رفتار واقعی انسان فاصله دارد. افراد در شرایط واقعی با محدودیت زمان، اطلاعات ناقص یا پیچیده و ظرفیت محدود پردازش ذهنی روبه‌رو هستند. در چنین شرایطی، مفهوم «انسان شهودی» (Homo Heuristicus) مطرح می‌شود. این مفهوم به انسانی اشاره دارد که به‌جای محاسبه کامل همه گزینه‌ها، از میان‌برها و قواعد ساده ذهنی برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کند.

این میان‌برها یا (Heuristics) الزاما بد یا غیرمنطقی نیستند. آن‌ها می‌توانند تصمیم‌گیری را سریع، کم‌هزینه و در برخی محیط‌ها حتی کارآمد کنند. بااین‌حال، در شرایط نامناسب ممکن است به خطاهای شناختی و سوگیری‌های نظام‌مند منجر شوند. از همین رو، کتاب مفهوم «عقلانیت بوم‌شناختی» (Ecological Rationality) را نیز مطرح می‌کند. یعنی کارآمدی یک راهبرد ذهنی باید با توجه به محیطی که فرد در آن تصمیم می‌گیرد، سنجیده شود.

در این چارچوب، نت و همکاران (Neth et al.)، پژوهشگران حوزه تصمیم‌گیری، به میان‌برهایی مانند دسترس‌پذیری (Availability)، نمایندگی (Representativeness) و لنگراندازی (Anchoring) اشاره می‌کنند. میان‌بر دسترس‌پذیری به قضاوت بر اساس سهولت بازیابی نمونه‌ها از حافظه اشاره دارد. نمایندگی به ارزیابی احتمال بر اساس شباهت یک مورد با الگوی ذهنی مربوط می‌شود و لنگراندازی به وابستگی برآورد نهایی به یک مقدار یا نقطه اولیه اشاره دارد.

این میان‌برها می‌توانند در شرایط خاص با سوگیری‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس بیش از حد، خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه، لنگراندازی، تفکر تاییدی و بی‌توجهی به بازگشت به میانگین همراه شوند. در این بین اعتمادبه‌نفس بیش از حد (Overconfidence Bias) به عنوان یکی از مهم‌ترین سوگیری‌های مرتبط با تصمیم‌های پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و ادراک ریسک معرفی می‌شود.

هربرت سایمون (Herbert Simon)، اقتصاددان و پژوهشگر علوم تصمیم‌گیری، با مفهوم عقلانیت محدود (Bounded Rationality) توضیح داد که افراد توانایی نامحدودی برای پردازش اطلاعات ندارند. بنابراین، همیشه به دنبال بهترین گزینه ممکن نیستند و گاهی گزینه‌ای را انتخاب می‌کنند که به اندازه کافی نیازهایشان را برآورده کند. این راهبرد رضایت‌بخشی (Satisficing) نام دارد.

در ادامه پژوهش‌های قضاوت و تصمیم‌گیری، تمایز میان دو شیوه پردازش شناختی مطرح شد. استانوویچ و وست (Stanovich & West) این دو شیوه را به‌صورت «سیستم ۱» و «سیستم ۲» صورت‌بندی کردند و دنیل کانمن نیز این چارچوب را در آثار خود بسط داد. سیستم ۱ سریع، شهودی و کم‌هزینه است، درحالی‌که سیستم ۲ کندتر، تحلیلی‌تر و نیازمند منابع شناختی است. بنابراین، یک تصمیم مالی ممکن است ابتدا به‌صورت شهودی شکل گیرد و سپس با پردازش تحلیلی بررسی یا اصلاح شود.

نظریه چشم‌انداز و رفتار سرمایه‌گذاران در شرایط ریسک

پژوهش‌های رفتاری نشان دادند که رفتار افراد در شرایط ریسک همیشه با نظریه مطلوبیت مورد انتظار (Expected Utility Theory) سازگار نیست. موریس آلیس (Maurice Allais)، اقتصاددان فرانسوی، با طرح پارادوکس آلیس (Allais Paradox) نشان داد که افراد در برخی موقعیت‌ها میان گزینه قطعی و گزینه دارای ریسک، انتخاب‌هایی انجام می‌دهند که با اصول مطلوبیت مورد انتظار سازگار نیست.

در ادامه دانیل کانمن، و آموس تورسکی (Amos Tversky)، روان‌شناس و پژوهشگر علوم شناختی، نظریه چشم‌انداز (Prospect Theory) را به‌عنوان رویکردی توصیفی برای توضیح تصمیم‌های واقعی افراد در شرایط ریسک ارائه کردند. این نظریه دو تغییر اساسی نسبت به رویکرد سنتی ایجاد کرد. نخست، افراد پیامدها را به شکل سود و زیان نسبت به یک نقطه مرجع و نه صرفا بر اساس ثروت نهایی ارزیابی می‌کنند. دوم، احتمال‌های عینی در ذهن افراد به شکل مستقیم وارد تصمیم نمی‌شوند، بلکه از طریق وزن‌های تصمیم (Decision Weights) پردازش می‌شوند.

نظریه چشم‌انداز چهار عنصر اصلی وابستگی به نقطه مرجع، زیان‌گریزی، کاهش حساسیت و وزن‌دهی به احتمالات دارد. نقطه مرجع تعیین می‌کند که یک پیامد سود یا زیان تلقی شود و این نقطه می‌تواند تحت تاثیر شرایط، انتظارات و نحوه ارائه مسئله تغییر کند. در این نظریه، افراد معمولا در قلمرو سودها ریسک‌گریز و در قلمرو زیان‌ها ریسک‌پذیر هستند. همچنین ارزش روان‌شناختی زیان‌ها معمولا از ارزش روان‌شناختی سودهای هم‌اندازه بیشتر است. به همین دلیل، منحنی ارزش در ناحیه زیان‌ها شیب بیشتری دارد.

در نظریه چشم‌انداز تجمعی (Cumulative Prospect Theory)، که نسخه توسعه‌یافته نظریه چشم‌انداز است، احتمال‌ها به‌صورت غیرخطی وزن‌دهی می‌شوند و احتمال‌های بسیار کوچک می‌توانند بیش از مقدار واقعی و احتمال‌های متوسط و بالا کمتر از مقدار واقعی وزن‌دهی شوند.

نقطه مرجع می‌تواند سوگیری‌های دیگری را نیز ایجاد کند. اثر مالکیت (Endowment Effect) زمانی رخ می‌دهد که فرد برای چیزی که در اختیار دارد، ارزشی بیش از ارزش آن در حالت بدون مالکیت قائل شود. همچنین سوگیری وضعیت موجود (Status Quo Bias) باعث می‌شود افراد به حفظ شرایط فعلی تمایل داشته باشند. پژوهش‌های کتاب نشان می‌دهد که حتی نحوه بیان یک مسئله در قالب سود یا زیان می‌تواند با وجود یکسان بودن پیامدهای واقعی، انتخاب سرمایه‌گذار را تغییر دهد.

این سازوکارها با حسابداری ذهنی (Mental Accounting) ریچارد تالر (Richard Thaler)، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد، نیز ارتباط دارند. افراد درآمدها و هزینه‌ها را بر اساس منبع یا هدف، در حساب‌های ذهنی جداگانه دسته‌بندی می‌کنند. بنابراین، پولی که از نظر اقتصادی قابل‌تعویض است، ممکن است از نظر ذهنی در حساب‌های متفاوت قرار گیرد و به تصمیم‌های متفاوتی منجر شود. این سازوکار می‌تواند به خودکنترلی کمک کند، اما در برخی شرایط نیز تصمیم‌های غیربهینه ایجاد می‌کند.

ویرایش لذت‌گرایانه (Hedonic Editing) نیز به نحوه ترکیب یا تفکیک سودها و زیان‌ها مربوط است. چهار اصل مطرح‌شده شامل تفکیک سودها، تجمیع زیان‌ها، ترکیب زیان‌های کوچک با سودهای بزرگ و تفکیک سودهای کوچک از زیان‌های بزرگ است. هدف این فرآیند، افزایش ارزش ذهنی حاصل از پیامدهاست.

در سرمایه‌گذاری، اثر انزوا (Isolation Effect) و چارچوب‌بندی محدود (Narrow Framing) باعث می‌شوند فرد برخی تصمیم‌ها را جدا از زمینه گسترده‌تر ارزیابی کند. سرمایه‌گذار ممکن است عملکرد یک دارایی یا تصمیم را به‌صورت جداگانه بررسی کند و نقش آن را در کل پرتفوی نادیده بگیرد. این موضوع با مفهوم زیان‌گریزی کوته‌بینانه (Myopic Loss Aversion) بنارتزی (Shlomo Benartzi)، اقتصاددان و پژوهشگر مالی رفتاری و تالر پیوند دارد که از ترکیب زیان‌گریزی با ارزیابی مکرر عملکرد سرمایه‌گذاری ناشی می‌شود.

این سازوکار به توضیح معمای صرف ریسک سهام (Equity Premium Puzzle) کمک می‌کند. بنارتزی و تالر نشان دادند که با افزایش دوره ارزیابی، صرف ریسک مورد انتظار کاهش می‌یابد. در تحلیل کتاب، با افزایش افق ارزیابی، صرف ریسک مورد انتظار از حدود ۶٫۵ درصد در افق یک‌ساله به ۱٫۴ درصد در افق ۲۰ ساله کاهش می‌یابد.

یکی از پیامدهای شناخته‌شده نظریه چشم‌انداز، اثر تمایل به فروش (Disposition Effect) است. سرمایه‌گذاران بورسی معمولا سهام سودده را زودتر می‌فروشند و سهام زیان‌ده را برای مدت طولانی‌تری نگه می‌دارند. علت این است که در شرایط سود ریسک‌گریز و در شرایط زیان ریسک‌پذیر می‌شوند. در این شرایط ترنس اودین (Terrance Odean)، پژوهشگر مالی رفتاری، نشان داد که چنین رفتاری می‌تواند پیامدهای نامطلوبی داشته باشد.

از طرفی دیسی (Dacey) و زیلونکا (Zyronka)، پژوهشگران این حوزه، نشان می‌دهند که برای ارزیابی عقلایی یا غیرعقلایی بودن اثر تمایل به فروش، باید احتمال تغییرات آتی قیمت و شرایط بازار نیز در نظر گرفته شود. بنابراین، صرفا مشاهده فروش سهام برنده یا نگهداری سهام بازنده برای نتیجه‌گیری درباره غیرعقلایی بودن تصمیم کافی نیست.

نقش تلنگرها در معماری انتخاب

اگر تصمیم‌گیری انسان تحت تاثیر محدودیت‌های شناختی قرار داشته باشد، تنها ویژگی‌ها و توانایی‌های فرد تعیین‌کننده نیستند، بلکه محیطی که فرد در آن تصمیم می‌گیرد نیز می‌تواند بر انتخاب او تاثیر بگذارد. مفهوم معماری انتخاب (Choice  Architecture)  به نحوه طراحی و ارائه گزینه‌ها در یک محیط تصمیم‌گیری اشاره دارد. این طراحی می‌تواند بدون حذف هیچ‌یک از گزینه‌ها، بر نحوه انتخاب و رفتار افراد تاثیر بگذارد.

تلنگر (Nudge) تغییری در معماری انتخاب است که بدون حذف یا محدود کردن گزینه‌های موجود یا تغییر اساسی در مشوق‌های اقتصادی، می‌تواند رفتار افراد را به شکلی قابل پیش‌بینی تغییر دهد، در حالی که فرد همچنان می‌تواند به‌راحتی و با هزینه‌ای اندک از آن اجتناب کند. تلنگر با هل‌دادن اجباری (Shove)  تفاوت دارد، زیرا در تلنگر اختیار نهایی برای انتخاب همچنان در دست فرد باقی می‌ماند.

نویسندگان کتاب نمونه‌هایی از کاربرد این رویکرد را ارائه می‌کنند. در کنیا، استفاده از ابزارهای ساده پس‌انداز برای خرید محصولات بهداشت پیشگیرانه، توانست سرمایه‌گذاری خانوارها در این محصولات را حدود ۶۶ تا ۷۵ درصد افزایش دهد. همچنین، در مطالعه‌ای درباره وام‌های روزمزد در آمریکا، ارائه شفاف‌تر هزینه وام باعث شد احتمال استفاده از این وام‌ها در چهار ماه بعد حدود ۱۱ درصد کاهش یابد.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای معماری انتخاب، گزینه پیش‌فرض (Default Option) است. باقی ماندن در گزینه پیش‌فرض می‌تواند به دلیل کاهش تلاش ذهنی، پرهیز از تصمیم‌گیری دشوار، برداشت از تایید ضمنی و تمایل به اجتناب از زیان باشد. ثبت‌نام خودکار در طرح‌های بازنشستگی و افزایش خودکار نرخ پس‌انداز نیز از نمونه‌های مهم این رویکرد هستند.

البته تلنگرها همیشه بدون چالش نیستند. ممکن است تلنگر باعث سردرگمی، واکنش منفی یا ایجاد اثری کوتاه‌مدت شود و از نظر اخلاقی نیز نگرانی‌هایی درباره دست‌کاری رفتار، محدود شدن خودمختاری فرد و سوءاستفاده از معماری انتخاب ایجاد کند. در چارچوب پدرسالاری اختیارگرایانه (Libertarian Paternalism)، هدف این است که انتخاب بهتر برای افراد آسان‌تر شود، بدون آنکه آزادی انتخاب از آن‌ها گرفته شود.

تصمیم‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری

پس از بررسی رفتار انسان در شرایط ریسکی، نویسندگان به مبانی نظری پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌پردازند. فرضیه چرخه زندگی (Life-Cycle Hypothesis)، مطرح‌شده توسط فرانکو مودلیانی (Franco  Modigliani)، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد و ریچارد برامبرگ (Richard Brumberg)، اقتصاددان و نظریه پرتفوی (Portfolio Theory)، مطرح‌شده توسط هری مارکویتز (Harry Markowitz)، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد، دو چارچوب اصلی در این بخش هستند. فرضیه چرخه زندگی چارچوبی برای توضیح الگوی مصرف و پس‌انداز در طول زندگی است، درحالی‌که نظریه پرتفوی چارچوبی برای توضیح انتخاب و ترکیب دارایی‌ها با توجه به بازده و ریسک است.

جان مینارد کینز (John Maynard Keynes)، اقتصاددان بریتانیایی پس‌انداز را بخشی از درآمد می‌داند که پس از مصرف باقی می‌ماند. از دیدگاه اقتصادی، پس‌انداز خانوارها می‌تواند از طریق اعطای وام بانکی و تامین مالی بنگاه‌ها به سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی کمک کند. کینز هشت انگیزه برای پس‌انداز معرفی کرد که شامل احتیاط، چرخه زندگی، کسب بهره و افزایش ارزش، بهبود شرایط زندگی، استقلال، فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینانه، انتقال ثروت به نسل بعد و انگیزه انباشت یا صرفه‌جویی شدید می‌شود. بعدها مارتین براونینگ (Martin Browning)، اقتصاددان و آناماریا لوساردی (Annamaria Lusardi)، اقتصاددان و پژوهشگر سواد مالی، انگیزه پیش‌پرداخت اقتصادی برای خرید کالاهای بادوام را نیز اضافه کردند. پژوهشگرانی همچون آنا ماریا کانوا، آندره‌آ راتاتزی و میشل وبلی (Anna Maria Canova, Andrea Rattazzi & Michele Webley)، نیز اهداف پس‌انداز را از اهداف عینی مانند خرید خانه، خودرو و تعطیلات تا اهدافی مانند استقلال، امنیت و رفاه دسته‌بندی کردند.

داشتن هدف مالی مشخص می‌تواند پس‌انداز را تقویت کند، اما تعدد اهداف همیشه مفید نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند وقتی اهداف با یکدیگر رقابت می‌کنند، تبدیل قصد پس‌انداز به رفتار واقعی دشوارتر می‌شود و در برخی شرایط داشتن یک هدف مشخص می‌تواند پس‌انداز را افزایش دهد.

پس از کینز، اقتصاددانانی چون جیمز دوسنبری، میلتون فریدمن، فرانکو مودلیانی و ریچارد برامبرگ (James Duesenberry, Milton Friedman, Franco Modigliani & Richard Brumberg)، در قالب نظریه‌های مختلف مصرف و پس‌انداز، این موضوع را از زوایای متفاوت بررسی کردند. نظریه درآمد نسبی دوسنبری بر مقایسه وضعیت فرد با گروه مرجع و سطح مصرف گذشته تاکید دارد. نظریه درآمد دائمی فریدمن مصرف را با درآمد بلندمدت و مورد انتظار مرتبط می‌کند و فرضیه چرخه زندگی مودلیانی و برامبرگ توضیح می‌دهد که افراد در دوره اشتغال پس‌انداز می‌کنند تا بتوانند مصرف خود را در دوران بازنشستگی حفظ کنند.

در مقابل، پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهند که عادت، احتیاط، انگیزه ارث، کسب سود و برداشت ذهنی افراد از وضعیت مالی خود نیز بر پس‌انداز اثر دارند. بنابراین، پس‌انداز را نمی‌توان صرفا با متغیرهای اقتصادی توضیح داد.

سرمایه‌گذاری و پس‌انداز عقلایی

وقتی افراد پس‌انداز خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند، منابع را میان دارایی‌هایی مانند سهام، اوراق قرضه و سایر دارایی‌ها تخصیص می‌دهند. هری مارکویتز در نظریه پرتفوی، بازده مورد انتظار و واریانس یا انحراف معیار بازده را در چارچوب انتخاب پرتفوی به کار گرفت. در این چارچوب، سرمایه‌گذار به دنبال پرتفویی است که برای یک سطح مشخص از ریسک، بیشترین بازده مورد انتظار یا برای یک سطح مشخص از بازده، کمترین ریسک را داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین نکات نظریه مارکویتز، نقش همبستگی میان دارایی‌ها در تنوع‌بخشی است. هرچه همبستگی بازده دارایی‌ها کمتر باشد، امکان کاهش ریسک پرتفوی بیشتر می‌شود. در حالت همبستگی منفی کامل، در شرایط خاص امکان حذف کامل ریسک وجود دارد. درحالی‌که همبستگی مثبت کامل مزیت تنوع‌بخشی ایجاد نمی‌کند.

بر این اساس، پرتفوی کارا (Efficient Portfolio) پرتفویی است که پرتفوی دیگری با همان بازده و ریسک کمتر یا با همان ریسک و بازده بیشتر وجود نداشته باشد. سرمایه‌گذار عقلایی باید از میان پرتفوی‌های کارا، گزینه‌ای را انتخاب کند که با ترجیحات ریسک او سازگار باشد.

آ. دی. روی (A. D. Roy) با اصل ایمنی (Safety-First Principle)، توجه را از صرفا بیشینه‌کردن بازده به حداقل‌کردن احتمال سقوط ثروت یا بازده پرتفوی به زیر یک سطح قابل‌قبول معطوف کرد. در این رویکرد، سرمایه‌گذار ابتدا یک سطح ایمنی تعیین می‌کند و سپس پرتفویی را انتخاب می‌کند که احتمال سقوط ارزش آن به زیر این سطح حداقل باشد. معیارهایی مانند ارزش در معرض ریسک (VaR) نیز از نظر توجه به زیان بالقوه با این رویکرد ارتباط دارند.

در برابر تصویر انسان اقتصادی، کینز مفهوم روحیات حیوانی (Animal Spirits) را مطرح کرد تا نقش غرایز، احساسات و تمایلات روان‌شناختی در رفتار اقتصادی را توضیح دهد. جرج اکرلاف و رابرت شیلر (George Akerlof & Robert Shiller)، اقتصاددانان، نیز پس از بحران مالی ۲۰۰۸ این مفهوم را گسترش دادند و اعتماد، عدالت، فساد، روایت‌های ذهنی و توهم پولی (Money Illusion) را از عواملی دانستند که می‌توانند رفتار اقتصادی را از الگوهای عقلایی دور کنند. توهم پولی به تمایل افراد برای تمرکز بر مقادیر اسمی به جای مقادیر واقعی اشاره دارد.

پشتیبانی از تصمیم‌های مالی

هرچه اطلاعات بیشتر باشد، الزاما تصمیم‌گیری بهتر نیست. نویسندگان در این کتاب بیان می‌کنند که میان نویز و اضافه‌بار اطلاعاتی تمایز وجود دارد. نویز به اطلاعات غیربنیادی و عواملی مربوط است که می‌توانند بر قیمت‌ها اثر بگذارند، درحالی‌که اضافه‌بار اطلاعاتی زمانی رخ می‌دهد که حجم و پیچیدگی اطلاعات از ظرفیت پردازش فرد فراتر رود.

در چنین شرایطی، دو روش مهم پردازش اطلاعات برای تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی هستند. تحلیل تکنیکال بر قیمت‌ها، حجم معاملات، روندها و الگوهای تاریخی تمرکز دارد. درحالی‌که تحلیل بنیادی به ارزیابی ارزش ذاتی دارایی بر اساس عوامل اقتصادی، مالی و وضعیت شرکت می‌پردازد.

کتاب تحلیل تکنیکال و بنیادی را از منظر پردازش اطلاعات و نظریه‌های پردازش دوگانه نیز بررسی می‌کند. تحلیل تکنیکال، به‌ویژه برای معامله‌گران تازه‌کار، می‌تواند نقش پشتیبان شهود را داشته باشد، در حالی که برای معامله‌گران حرفه‌ای می‌تواند به‌عنوان ابزاری تحلیلی مورد استفاده قرار گیرد.

مشاوره مالی نیز یکی از روش‌های حمایت از تصمیم است. مشاور مالی می‌تواند اطلاعات را فراهم کند، برخی سوگیری‌ها را کاهش دهد، فرآیند شناختی را تسهیل و عوامل هیجانی را مدیریت کرده و به تصمیم‌گیری مشترک کمک کند. بااین‌حال، مشاوره مالی تضمین‌کننده تصمیم کاملا عقلایی یا بازده بالاتر نیست. زیرا خود مشاوران نیز انسان‌اند و از سوگیری‌های شناختی مصون نیستند.

عوامل موثر بر تصمیم‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری

یکی از مهم‌ترین نکات و عوامل مطرح در کتاب، سواد مالی است. سواد مالی به توانایی پردازش اطلاعات اقتصادی و تصمیم‌گیری درباره موضوعاتی مانند برنامه‌ریزی مالی، انباشت ثروت، بدهی و بازنشستگی مربوط می‌شود. پژوهش‌های بررسی‌شده در کتاب نشان می‌دهند که سواد مالی بالاتر معمولا با رفتارهایی مانند خرج‌کردن کمتر از درآمد، داشتن پس‌انداز اضطراری، برنامه‌ریزی بازنشستگی و استفاده مناسب‌تر از محصولات مالی همراه است.

اما نویسندگان در این زمینه بر نکته مهم دیگری نیز تاکید دارند. دانش واقعی فرد با برداشت او از میزان دانش خود یکسان نیست. ممکن است فرد دانش مالی محدودی داشته باشد، اما خود را بسیار آگاه تصور کند. این تفاوت میان دانش عینی و دانش ادراک‌شده، در توضیح اعتمادبه‌نفس بیش از حد اهمیت دارد و در پژوهش تجربی کتاب نیز یکی از متغیرهای کلیدی به شمار می‌رود.

زمان نیز رفتار مالی را تغییر می‌دهد. تنزیل هذلولی (Hyperbolic Discounting) نشان می‌دهد افراد ممکن است پاداش کوچک و فوری را به پاداش بزرگ‌تر و دیرتر ترجیح دهند، به‌ویژه زمانی که پاداش فوری به زمان حال نزدیک است. این رفتار می‌تواند به ناسازگاری زمانی و دشواری در پایبندی به اهداف بلندمدت مانند پس‌انداز بازنشستگی منجر شود و با سوگیری حال‌گرایی (Present Bias) نیز ارتباط دارد.

برای مقابله با این مسئله، ابزارهای تعهد (Commitment Devices) مانند طرح‌های بازنشستگی، حساب‌های پس‌انداز هدفمند، انتقال خودکار وجه و کسر مستقیم از حقوق طراحی شده‌اند تا فرد را به رفتار مالی آینده متعهد کنند.

فرهنگ نیز در تصمیم‌های مالی اهمیت دارد. هافستد شش بعد فرهنگی را مطرح می‌کند که شامل فردگرایی، اجتناب از عدم‌قطعیت، فاصله قدرت، مردانگی ـ زنانگی، جهت‌گیری بلندمدت و کوتاه‌مدت، و تساهل ـ خویشتن‌داری است. از میان آن‌ها، جهت‌گیری بلندمدت ارتباط ویژه‌ای با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری دارد.

فرهنگ علاوه بر نرخ پس‌انداز، می‌تواند بر انتخاب دارایی، افق سرمایه‌گذاری و ادراک ریسک اثر بگذارد. پژوهش‌های مورد بررسی کتاب نشان می‌دهند که تفاوت میان سبک‌های تفکر تحلیلی و کل‌نگر نیز می‌تواند با تفاوت‌های فرهنگی در تصمیم‌گیری مالی ارتباط داشته باشد.

مدل‌سازی رفتاری تصمیم‌های مالی

پس از بررسی مبانی نظری، نویسندگان کتاب در ادامه به مدل‌هایی می‌پردازند که با در نظر گرفتن عوامل روان‌شناختی، تلاش می‌کنند رفتار مالی افراد را توضیح دهند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها برنامه «فردا بیشتر پس‌انداز کن» (Save More Tomorrow) یا SMarT است که توسط تالر و بنارتزی طراحی شد. این برنامه از افراد می‌خواهد از پیش متعهد شوند که در آینده میزان پس‌انداز خود را افزایش دهند. همچنین، افزایش نرخ پس‌انداز را به افزایش حقوق در آینده پیوند می‌دهد، از گزینه پیش‌فرض استفاده کرده و با ارائه بازخورد و تشویق، تداوم این رفتار را تقویت می‌کند. در مطالعه اصلی، نرخ متوسط پس‌انداز شرکت‌کنندگان طی ۴۰ ماه از ۳٫۵ درصد به ۱۳٫۶ درصد افزایش یافت.

مدل دیسی و زیلونکا اثر تمایل به فروش را در چارچوب نظریه چشم‌انداز بررسی می‌کند و نشان می‌دهد برای تشخیص اینکه فروش یک دارایی برنده یا نگهداری یک دارایی بازنده واقعا غیرعقلایی است، باید احتمال تغییرات آینده قیمت را نیز در نظر گرفت.

در این خصوص، نظریه امنیت ـ پتانسیل/آرمان‌خواهی (Security-Potential/Aspiration Theory) لپس (Lopes)، روان‌شناس و پژوهشگر، نیز بر نقش هیجانات در تصمیم‌گیری تاکید دارد. افراد هم زمان ممکن است به دنبال امنیت و حفظ ثروت باشند و در عین حال برای دستیابی به سودهای بزرگ‌تر ریسک کنند. شدت این دو انگیزه می‌تواند رفتار افراد را از یکدیگر متفاوت کند.

در ادامه، نظریه سبد رفتاری (Behavioral Portfolio Theory) هرش شفرین و مایر استتمن (Hersh  Shefrin & Meir Statman)، اقتصاددانان و پژوهشگران مالی رفتاری، مطرح می‌شود. در این نظریه از مفهوم حسابداری ذهنی برای توضیح نحوه شکل‌گیری و مدیریت پرتفوی استفاده می‌کنند. این نظریه در دو نسخه «تک‌حسابی» و «چندحسابی» مطرح شده است. در نسخه چندحسابی، سرمایه‌گذار دارایی‌های خود را در حساب‌های ذهنی جداگانه قرار می‌دهد و آن‌ها را بر اساس اهداف مختلف در لایه‌های متفاوت سازمان‌دهی می‌کند. این لایه‌ها از تامین نیازهای اساسی و حفظ سطحی از امنیت مالی در سطوح پایین‌تر آغاز می‌شوند و تا دستیابی به اهداف بلندپروازانه‌تر و پذیرش ریسک بیشتر در سطوح بالاتر ادامه پیدا می‌کنند.

در این چارچوب، یک سرمایه‌گذار می‌تواند از سه عامل؛ دو «کنشگر» (Doer) با سطوح آرمانی متفاوت و یک «برنامه‌ریز» (Planner) تشکیل شود. یکی از کنشگرها سطح آرمانی پایین‌تری دارد و بر امنیت و جلوگیری از سقوط مالی تمرکز می‌کند، در حالی که کنشگر دیگر سطح آرمانی بالاتری دارد و به دنبال دستیابی به ثروت یا بازده بیشتر است. برنامه‌ریز میان این اهداف تعادل برقرار کرده و منابع مالی را میان حساب‌های ذهنی مختلف تخصیص می‌دهد. بنابراین، یک فرد ممکن است در بخشی از پرتفوی خود بسیار محافظه‌کار و در بخش دیگری ریسک‌پذیر باشد، زیرا میزان ریسک‌پذیری او به سطح آرمانی و هدف هر لایه بستگی دارد.

در این ساختار، لایه‌های پایین‌تر معمولا شامل وجه نقد و سپرده‌های بانکی هستند که ثبات، نقدشوندگی و امنیت مالی را فراهم می‌کنند. لایه‌های میانی می‌توانند شامل سهام، اوراق قرضه، املاک، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و برنامه‌های بازنشستگی باشند. در لایه‌های دارای سطح آرمانی بالاتر نیز دارایی‌های پرریسک‌تر و بالقوه پربازده‌تر، مانند ارز خارجی، طلا، آثار هنری و عتیقه، رمزارزها و سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها قرار می‌گیرند.

در ادامه، اندرو لو (Andrew Lo) فرضیه بازارهای تطبیقی (Adaptive Markets Hypothesis – AMH) را مطرح می‌کند. این فرضیه با الهام از اصول تکاملی، میان مفهوم کارایی بازار و محیطی که بازار در آن فعالیت می‌کند ارتباط برقرار می‌کند. در این دیدگاه، اثربخشی یک راهبرد سرمایه‌گذاری ثابت و همیشگی نیست، بلکه به شرایط محیطی بازار وابسته است و سرمایه‌گذاران باید خود را با تغییرات محیط، تجربه‌های گذشته و شرایط جدید سازگار کنند.

بر اساس این دیدگاه، رابطه میان ریسک و بازده نیز لزوما در طول زمان ثابت باقی نمی‌ماند. بنابراین، سرمایه‌گذاران برای بقا در محیط متغیر بازار باید راهبردهای خود را پیوسته تعدیل کنند. فرضیه بازارهای تطبیقی همچنین امکان وجود فرصت‌های آربیتراژ و ناکارایی‌های موقتی بازار را در نظر می‌گیرد، به این معنا که سرمایه‌گذاران می‌توانند با شناسایی دارایی‌های دارای قیمت‌گذاری نادرست یا فرصت‌های جدید، از شرایط موجود بهره ببرند. در این محیط، بقا هدف اولیه و تلاش برای افزایش سود و کاهش ریسک، اهداف ثانویه محسوب می‌شوند.

مسیری که ادامه دارد…

در پایان، مالی رفتاری نشان می‌دهد که تصمیم‌های مالی تنها بر اساس محاسبه ریسک و بازده شکل نمی‌گیرند. عوامل مختلفی مانند محدودیت‌های ذهنی، سوگیری‌ها، احساسات، اهداف فردی و محیط تصمیم‌گیری می‌توانند بر انتخاب‌های مالی افراد اثر بگذارند. با ورود فناوری به زندگی مالی، این عوامل در محیطی تازه و پیچیده‌تر قرار گرفته‌اند. در پارت دوم چکیده کتاب، نویسندگان به همین موضوع می‌پردازند و بررسی می‌کنند که فناوری و ابزارهای دیجیتال چگونه شیوه پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و تصمیم‌گیری مالی افراد را تغییر داده‌اند.

مطالعه بخش دوم کتاب:
فناوری و تحول تصمیم‌های مالی
لینک کوتاه نوشته:
نوشته قبلی

بورس برای چه کسانی ساخته می‌شود؟ (قسمت دوم)

نوشته بعدی

فناوری و تحول تصمیم‌های مالی

مطالب مرتبط

روایت رفتاری تصمیم‌های مالی
بازتاب

فناوری و تحول تصمیم‌های مالی

۷ شهریور ۱۴۰۵
ریشه‌های تاریخی بازارهای مالی
بازتاب

بورس برای چه کسانی ساخته می‌شود؟ (قسمت دوم)

۲۴ مرداد ۱۴۰۵
ریشه‌های تاریخی بازارهای مالی
بازتاب

ریشه‌های تاریخی بازارهای مالی

۱۹ مرداد ۱۴۰۵
آیا صنعت فضایی بدون حمایت دولت توسعه می‌یابد؟
بازتاب

آیا صنعت فضایی بدون حمایت دولت توسعه می‌یابد؟

۴ مرداد ۱۴۰۵
مسیر توسعه ساختار حاکمیت شرکتی در گروه مالی صبا تامین
بازتاب

مسیر توسعه ساختار حاکمیت شرکتی در گروه مالی صبا تامین

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
نوشته بعدی
روایت رفتاری تصمیم‌های مالی

فناوری و تحول تصمیم‌های مالی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کپی رایت ©2025 | وبسایت شخصی بهرنگ اسدی | استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

خوش آمدید!

به حساب خود وارد شوید

فراموشی رمز عبور ؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفاً ایمیل یا نام کاربری خود را جهت بازیابی رمز عبور وارد نمایید

وارد شدن
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه اصلی
  • درباره من
    • سوابق علمی
    • عضویت ها و عناوین
    • سوابق اجرایی
  • مطالب و نوشته ها
    • اقتصاد و مالی
    • بازار سرمایه
    • بازتاب
    • نشریه
    • پژوهش
  • تماس با من